سلام: )
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:54
سلام :)22:51 , یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳اینجـا رو دوست دارمیادگار ِ روزهای زیبای تنها بودنمـه .. روزایی که مال ِ خودم بودم ..رفته بودم یه جای ِ دیگه, اما برگشتم و اینجا رو نونوار کردم, گفتم شاید یه روزایی بخوام بیام بخونمشـون .. نوشته های اونجارو پاک کردم .. با اینکه با امید و آرزوهای قشنگ ساخته بودمش, ...
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 23:46
مرا نمیتوان شناختبهتر از آنکه تو شناختهایچشمان توکه ما هر دو،در آنها به خواب فرو میرویمبه روشناییهای انسانی منسرنوشتی زیباتر از شبهای جهان میبخشندچشمان توکه در آنها به سیر و سفر میپردازمبه جان جادههااحساسی بیگانه از زمین میبخشند- و این شعر، نقطه ی آخر از وینونا و روزنوشتهایش است. وینونا فقط دیگر وین...
902
-
تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 23:32
مرا نمیتوان شناختبهتر از آنکه تو شناختهایچشمان توکه ما هر دو،در آنها به خواب فرو میرویمبه روشناییهای انسانی منسرنوشتی زیباتر از شبهای جهان میبخشندچشمان توکه در آنها به سیر و سفر میپردازمبه جان جادههااحساسی بیگانه از زمین میبخشند- و این شعر، نقطه ی آخر از وینونا و روزنوشتهایش است. وینونا فقط دیگر وین...
903
-
تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 23:32
مرا نمیتوان شناختبهتر از آنکه تو شناختهایچشمان توکه ما هر دو،در آنها به خواب فرو میرویمبه روشناییهای انسانی منسرنوشتی زیباتر از شبهای جهان میبخشندچشمان توکه در آنها به سیر و سفر میپردازمبه جان جادههااحساسی بیگانه از زمین میبخشند- و این شعر، نقطه ی آخر از وینونا و روزنوشتهایش است. وینونا فقط دیگر وین...
904
-
تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 23:32
مرا نمیتوان شناختبهتر از آنکه تو شناختهایچشمان توکه ما هر دو،در آنها به خواب فرو میرویمبه روشناییهای انسانی منسرنوشتی زیباتر از شبهای جهان میبخشندچشمان توکه در آنها به سیر و سفر میپردازمبه جان جادههااحساسی بیگانه از زمین میبخشند- و این شعر، نقطه ی آخر از وینونا و روزنوشتهایش است. وینونا فقط دیگر وین...
845
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
تموم این هفته شده ویزیت این دکتر، وقت اون آزمایش، وقت اون دکتر....
846
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
باید خودم دخالتهای خونوادشو کم کنم... مخصوصا اینکه خودش هم دوست نداره و من یکی دوباری از روی استیصال ازشون کمک خواستم، نمیخوام بگم بینمون بد شده اتفاقا درست شده چون هم من واقعا دوسشون دارم هم خداروشکر اونا دوسم دارن اما درست نیست دیگه هر چی میشه همه بدونن ..
847
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
خدا اگه کلی هم پول بهت بده اما ذات بدت رو میبینه و یذره هم بهت آرامش نمیده... اینه که درون آدما مهمه.
848
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
من دلم برای پاییز و زمستون تنگ میشه ❄️ برای شبایی که از سرما دو تا پتو مینداختم رو خودم، یا با لباس ضخیم میخوابیدم، برای صبحهایی که میچسبیدم به شوفاژ، یا صبح خیلی زود بلند میشدم با خرس میرفتیم ورزش و قبلش اسپرسو میخوردیم. پاییز و زمستون عزیزم دلم براتون تنگ میشه، ممنون برای تجربهی قشنگی که امسال بهم...
849
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
رفتم عید دیدنی خونشون، عیدی هم گرفتم. - دوباره وقت تغییره، برای خودم و بدنم دوباره، برای زندگیم. امیدوارم امسال سال خوبی بشه چون زیربناهاشو تو سال قبلی درست چیدم و میخوام ثمرشو تو ۱۴۰۰ ببینم.
850
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
یه خونهی کوچیک ولی پر از عشق و آرامش، آشپزخونهی ساده با پنجرههای کوچیک روبه خیابون، بالکن کوچیک و نقلی که توش چند تا گلدون گذاشتم... - کاش بهش بگم فردا بریم از اون خیابونی که اون خونه رو دیدیم دوباره رد شیم.
852
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
این آنتیسوشال بودن هم کار دست من داده
854
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
بذار کنار هم با آرامش زندگی کنیم... بذار از این رنج عبور کنیم... آمین
855
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 15:17
و چهار روزی که با هم سر شد... - بعضی روزا رو حتی دلت میخواد دوباره تکرار بشن، اما دوباره که نگاه میکنی یونیک و خاص بودن ـشون تو اینه که همون یه بار تجربه شدن و با اعماق وجود دلت میخواد بشینن تو پوست و گوشت و استخونت ..
تو چشاش زل میزنم و میگم لعنتی چقدر جذابی واسم اخه!
-
تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 0:57
بازم اون نگاهای لعنتیش ُ من که هی به خودم میگم بسه تو نگاش نکن..!هی نگاهامو میدزدم ازش ولی باز لو میرم.. - عاشق اون موقعهائیم که وقتی تیکه میندازن خودت ُ نمیبازی پسر من اون لحظهها رو هم عاشقمممم ! ♥ هر تایمی که توش باشی رو ..